السيد الخميني

673

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

بدان‌كه در محل خود به وضوح پيوسته كه آنچه از سنخ كمال و از جنس جمال و تمام است ، راجع به عين وجود و اصل حقيقت هستى است ؛ و در دار تحقق جز يك اصل شريف كه سرچشمهء تمام كمالات و منشأ تمام خيرات است نيست ، و آن حقيقت وجود است « 1 » . و اگر جميع كمالات عين حقيقت وجود نباشد و به وجهى از وجوه در حاقّ اعيان از او جدايى و با او دوئيت داشته باشد ، لازم آيد دو اصل در دار تحقق محقق باشد ، و اين مستلزم مفاسد بسيار است . پس ، هر چه كمال است ، به حسب مفهوم و ماهيتْ كمال نيست ، بلكه به واسطهء تحقق و حصول در متن اعيانْ كمال است ؛ و آنچه در متن اعيان و حاقّ نفس الامر محقق است ، يك اصل است و آن وجود است ؛ پس آنچه كمال است به يك اصل ، كه آن حقيقت وجود است ، رجوع كند . و نيز به وضوح رسيده كه حقيقت وجودْ بسيطِ محض من جميع الجهات است ، و تركيب مطلقاً از ساحت قدس او مبرّاست ، مادامى كه به اصل صراحت ذات خود و خلوص حقيقت خود باقى باشد . و اگر از اصل حقيقت خود تنزل كند ، تركيب عقلى و خارجى ، به حسب مناسبت مَشاهد و منازل آن ، بر او طارى و عارض شود ؛ ليكن به حسب ذات بسيط و تركيبْ امر غريب عَرَضى است « 2 » . و از اين بيانات دو قاعدهء شريفه استفاده شود : يكى ، آن‌كه بسيط من جميع الجهات كل كمالات است به حيثيت واحده و جهت فارده ؛ و از همان حيثيت كه موجود است عالم و قادر و حىّ و مريد است ، و ساير اسماء و صفات جماليه و جلاليه بر او صادق است ؛ و عالم است از جهتى كه قادر است ، و قادر است از جهتى كه عالم است ، بدون اختلاف اعتبار حتى در عقل . و اما اختلاف مفاهيم اسماء و موضوعٌ له لغات ، كه مفاهيم عقليهء لا به شرط است ، مربوط به اختلاف در حقيقت عينيه نيست ؛ و به وضوح رسيده كه مفاهيم مختلفهء كمال از شىء واحد انتزاع مىشود ؛ بلكه به اين بيان سابق لازم است كه كل مفاهيم كماليه از حيثيت [ واحده ] انتزاع شود . و

--> ( 1 ) - ر . ك : الحكمة المتعالية ، ج 1 ، ص 38 - 74 ؛ المشاعر ، ص 9 - 27 ؛ شرح المنظومة ، ج 2 ، ص 60 . ( 2 ) - ر . ك : الحكمة المتعالية ، ج 1 ، ص 50 ، و ج 6 ، ص 100 ؛ شرح المنظومة ، ج 2 ، ص 105 ، و ج 3 ، ص 536 .